تبليغاتX
اریش - بی خوابی غزل

اریش

شعر و ادب

بی خوابی غزل

و اين بار با يك غزل....

 

اميدوارم كه كاستي هاش رو به بزرگي خودتون ببخشيد

 

مخصوصا دوست عزيزم ( ديشا).

 

كه اميد دارم كه جسارت من رو ببخشه و به خوبي ميدونم كه جايي

 

كه غزل سرا  ايشون باشه اين شعر فقط هذيان گويي يه بچه بي خوابه.

 

با اين همه خوشحال ميشم نطراتتون رو بدونم

 

 

بي خوابي

 

دوباره من و غزل يك هواي ادواري

 

رديف قافيه ها وعروض اجباري

 

سفيد لايتنهي و خط خطي هايم

 

نماد مبهم يك اشتباه تكراري

 

صداي دفتر شعرم كه برگ برگ شده

 

در آمده كه چرا دست بر نمي داري

 

طنين ناله طفلي به گوش مي آيد

 

اسير پنجه كابوس و ديو بيداري

 

سكوت و خلوت شب مثل شيشه مي شكند

 

از اين صدا كه صداي من است انگاري

 

هميشه آزمون غزل من و نمره اي مردود

 

جريمه من محكوم ساده انگاري

 

غزل هميشه خودش راتمام كرده ومن

 

خلاص گشته ام از اين همه گرفتاري

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 13:10  توسط مهدی ایرانی  |